جبهه فرهنگی

تاریخ شفاهی به چه کار می‌آید؟

به بهانه پخش «گنج» از تلویزیون

گنجینه راهکار یا تاریخ شفاهی به چه کار می‌آید/ فرصت‌هایی که تاریخ شفاهی برای حرکت جدید می‌آفریند

 

این روزها برنامه تلویزیونی «گنج» کاری از دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در حال پخش از شبکه های افق و سه سیماست؛ برنامه ای که با استفاده از گنج های تاریخ شفاهی مردم ایران در پشت صحنه جنگ و دفاع مقدس به روی آنتن رفته است.

 برای این منظور « محمدصادق شهبازی» در یادداشت زیر به بایدها و نبایدها و ضرورت های تهیه تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی پرداخته و فرصت هایی که تاریخ شفاهی برای حرکت جدید می آفریند را بررسی کرده است.

***

تاریخ شفاهی به جز ایجاد اسناد تاریخی و هویت‌سازی، ظرفیت‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کند، که باید برای آن‌ها برنامه‌ریزیِ جدی کرد. بعضی از فرصت‌ها می‌تواند از این دست باشد:

بازسازی مجدد حرکت‌های خوب

تاریخ شفاهی بیش از تاریخ بودن، «گنجینه‌ی راه‌کار» برای حرکت‌های امروز است. بسیاری از حرکت‌های خودجوش، مردم‌محور و مشارکتی، همین امروز هم قابل تکرارند. مثل تئاترهای انقلابی، گروه‌های سرود، برنامه‌های فرهنگی مساجد و... مسئله این است که امروز سیطره‌ی رسانه و زندگی عافیت‌طلبانه، ما را از به‌کارگیری این قالب‌های موثر باز داشته است.

تولید ایده‌های جدید

مهم‌تر از بازسازی دوباره‌ی حرکت‌های خوب، الگوگیری از آن‌ها برای حرکت‌های امروز است. دقت بفرمایید؛ «الگوگیری از مدل» و نه لزوماً تکرار قالب یا محتوای آن؛ نظیر اتفاقی که در جشنواره‌ی مردمی فیلم عمار افتاد. خاطرات پخش فیلم در مساجد، روستاها و... از کارهای فرهنگی اول انقلاب و به‌ویژه جهادسازندگی در کنار نیاز به رسانه موجب شد، تا با تغییراتی از یک مسئله‌ی رایج در تاریخ شفاهی ابتدای انقلاب، یاری گرفته شده و ایده‌ای جدید خلق شود. خب چرا این کار در زمینه‌هایِ مختلفِ دیگر تکرار نشود؟ مثلاً بازخوانی الگوی جهادسازندگی و رشد فعالیت‌های سازندگی در روستاها در ابتدای انقلاب، موضوعی‌ است که می‌تواند ایده‌های جدید برای فعالان اردوهای جهادی ایجاد کند.

نحوه‌ی مشارکت دادن مردم در پشتیبانی از جنگ در مساجد، می‌تواند الگویی برای درگیر کردن مردم در اقتصاد مقاومتی باشد. مثلاً در استان لرستان یک روحانی با اولویت قرار دادن کار اقتصادی، نقش حضرت خدیجه(س) برای پیامبر را در پشتیبانی اقتصادی از مبارزین لرستان برعهده گرفته بوده است؛ خب نمی‌توانیم از این موارد برای پشتیبانی حرکت‌های فرهنگی شهرها الگو بگیریم؟ یا بازخوانی تاریخ شفاهی انجمن‌های اسلامی دانشجویان در ابتدای انقلاب در کارهای بین‌المللی نظیر همایش‌های نهضت‌های آزادی‌بخش و حرکت‌های اسلامی دانشجویی، زمینه‌سازی ایده‌های جهان اسلامی در فعالان دانشجویی دهه‌ی هشتاد شد. همین بازخوانی در مورد الگوی برخورد با گروهک‌ها در دهه 60، در سال 88 زمینه‌ی مواجهه‌ی فعال در شرایط فتنه را در بعضی دانشگاه‌های کشور ایجاد کرد. اتاق فکری از فعالان امروزی جبهه فرهنگی انقلاب ‌می‌تواند با انبوه‌خوانی این موارد و دسته‌بندی منظم کارها، ایده‌گیری سایرین از این کارها را تسریع کند.

بررسی آکادمیک

باز شدن پای بسیاری از پروژه‌های تاریخ شفاهی به بررسی‌های علمی و دانشگاهی، می‌تواند هم موضوعات و زوایای سانسور شده‌ از انقلاب اسلامی را برای این محیط‌ها باز کند، هم می‌تواند زمینه‌ساز تولید علم باشد؛ مثلاً الگوی جهاد سازندگی، به ادبیات جامعه‌شناسی توسعه و توسعه‌ی روستایی وارد شده، بدون این که منبعش مشخص باشد! چرا این کار به صورت گسترده صورت نگیرد؟ این‌بار به منبع، اشاره‌ی مستقیم هم بشود. از بررسی الگوهای فعالیت در حوزه‌های خاص، نظیر مسجد و مدرسه تا الگوی درگیر کردن مردم در مقاومت، تا الگوی توسعه روستایی و... موارد بی‌پایانی است که می‌تواند موضوع طرح‌های پژوهشی و پایان‌نامه‌ها شود و راه ورود موضوعات انقلاب اسلامی به دانشگاه را فراهم آورد. بسیاری از این موارد حتی ظرفیت باز کردن باب جدید و به‌چالش کشیدن نظریات مرسوم علوم انسانی را دارد؛ برای مثال یک نظریه‌ی رایج در جامعه‌شناسی انقلاب، شهری بودن انقلاب اسلامی است؛ تاریخ شفاهی یک‌سری از فعالان انقلابی روستای «ورینِ» محلات، نشان از موارد نقضِ گسترده دارد که یک سری روستا نه تنها کنش‌گر مستقیم انقلابی‌‌اند حتی کنشگری در شهرستان‌ها و استان و حتی بخشی از تهران در دوران انقلاب به این وسیله و از روستا به شهر سامان یافته است.

چهره‌کاوی

بسیاری از چهره‌های اثرگذار اما کم‌تر دیده شده‌ی انقلاب موجودند که با معرفی آن‌ها از قبیل بزرگداشت، تولید مطالب رسانه‌ای، تولید مستند، کتاب و... می‌توان در مطرح شدن آن‌ها و ظرفیت‌سازی برای انقلاب به ویژه در مناطق همت گماشت و سیطره‌ی چهره‌های سیاسی-جناحی و فرصت‌طلبان و نخبگان مدرن را پایان داد. بسیاری از این چهره‌ها حتی به علت گمنامی در وضعیت بد اقتصادی و... به سر می‌برند، که طرحِ آن‌ها زمینه‌ی اصلاح وضعیت آن‌ها را نیز می‌تواند فراهم کند. از آن گذشته ایجاد ظرفیت برای چهره‌های جدید می‌تواند در صورت ظرفیت بالای آن‌ها در حوزه‌های دیگر، حتی حوزه‌ی‌ سیاست به ویژه در شهرهای کوچک موثر باشد. مثلاً طرح شدن بهزادپروین‌قدس در تبریز، مرحوم سپهونی و میرزاوندی در لرستان، مهندس عظیمی در تهران و... نمونه‌ای از این ظرفیت‌سازی بزرگ است.

توریسم فرهنگی

هویت‌سازی تاریخی از طریق ایجاد یادمان‌ها، معرفی و دیدار با چهره‌ها و... می‌تواند فرصت و موضوعی برای توریسم فرهنگی و توریسم انقلاب اسلامی به صورت منطقه‌ای فراهم کند. وقتی ما چهره، مکان، یادمان و... داریم، می‌توانیم روایت‌گر و حتی موسسه برای سرویس‌دهی به مخاطبین بالقوه داشته باشیم. از مجموعه‌ای دانش‌آموزی تا توریست‌های عادی می‌توانند در قالب فعالیت انقلابی یا حتی کار با خروجی اقتصادی، مورد سرویس‌دهی قرار بگیرند. بسیاری از ظرفیت‌ها مورد کم‌توجهی واقع شده است. مثلاً مسجدی که در زمان جنگ در خرم‌آباد چند هزار روز بی‌وقفه ایستگاه صلواتی رزمندگان بوده و حتی در زمان موشک‌باران تعطیل نشده هم می‌تواند یادمان باشد. هم مثل روایت‌گری خود مناطق عملیاتی، راویانی معرفی و توضیح نحوه فعالیت آن را بر عهده داشته باشند.

سوژه برای تولید محصولات فرهنگی

فتنه 88 با همه تلخی‌هایش موجب رویش گسترده نسل سوم و چهارم انقلاب در هنر و ادبیات و... شد. این رویش اما به دلیل فقدان مضامین، به آسیب‌هایی نظیر تهدیدمحوری، فرم‌زدگی و.... دچار شد. خیل سوژه‌های تاریخ شفاهی انقلاب، می‌تواند در قالبِ ارائه‌های مستقیم مکتوب و شفاهی به تولید کارهای فرصت‌محور ایجابی و انقلابی کمک کند.

تبدیل به محور تربیت نیرو

فرآیند جمع کردن کارهای تاریخ شفاهی و مشخصاً مصاحبه، فرصت تربیت نیرو را ایجاد می‌کند. به ویژه اگر سوژه‌ها با مصاحبه‌گر به لحاظ سنی، فضای کاری و تحصیلی، جغرافیایی، فرهنگی و... قرابت داشته باشد. این هم‌ذات‌پنداری موجب می‌شود مثلاً یک فعال اردوی جهادی در مصاحبه با یک فعال جهادسازندگی اول انقلاب، عرصه‌های جدیدی بیابد و تلاش به نزدیک شدن به آن الگو را داشته باشد. مصاحبه گسترده با مادران شهید برای یک دختر جوان انقلابی، زمینه‌ی قرابت به فرآیند تربیتی آن‌ها را می‌‌تواند فراهم کند، همین‌طور در مورد یک پاسدار، دانش‌آموز و... به این ترتیب؛ تاریخ شفاهی نه تنها نوستالوژی که به وسیله‌ی تربیت نیرو برای انقلاب تبدیل می‌شود. مشاهده‌ی فعالیت‌های خالصانه، پرتلاش و خودجوش، موجب می‌شود بسیاری از نخواستن‌ها و تنبلی‌ها در این فعالیت‌ها، جای خود را به ایجاد انگیزش برای نسل‌های بعدی بدهد. این، حتی ما را به خروجی‌های متکثرِ مناسب شرایط مختلف سنی، فرهنگی، جغرافیایی، شغلی و تحصیلی از تاریخ شفاهی می‌رساند. این کارکرد، تاریخ انقلاب را به وسیله‌ای برای الگوگیری و دغدغه‌سازی و انگیزش تبدیل می‌کند. تکرارپذیری و امکان انجام  مصاحبه با کم‌ترین امکانات حتی یک گوشی موبایل! فرصتی است که فراگیری آن می‌تواند این کارکرد را به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ایجاد کند.

ایجاد هویت بومی و محلی و محور مطالبه

تاریخ شفاهی می‌تواند محور بازتولید هویت بومی و محلی باشد. مثلاً فعالیت‌ها و چهره‌ها و یادمان‌های یک شهرستان، زمینه‌ی هویت مشخصِ محلی و بومی شود. حتی می‌تواند مزیت رقابتی اقتصادی و فرهنگی برای کارهای آتی ایجاد کند. مثلاً شهرستانی که در آن چند چهره فعال موسیقی ابتدای انقلاب بوده‌اند، ظرفیت تبدیل به قطب موسیقی و سرود برای انقلاب را دارد. تجربه باشگاه کشاورزان جوان در خراسان شمالی که برگرفته از کارهای جهاد در ابتدای انقلاب و اجرا شده به وسیله یک جهادی سابق بود، نمونه‌‌ای از این بازتولیدهاست. این بازتولید می‌تواند محور مطالبات از نهادهای فرهنگی و اجرایی و تقنینی را برای مناطق نیز شکل دهد. مثلاً الگوی مربی‌های پرورشی‌های دهه‌ی شصت، محور مطالبه از آموزش و پرورش برای کار فرهنگی در مدارس می‌تواند باشد و این مسئله با ظرفیت‌های بومی و محلی تکثیر ‌شود.

جریان‌شناسی و هویت منطقه‌ای، تخصصی و خودجودش

یکی از کمک‌های بسیار مهم تاریخ شفاهی ایجاد حافظه‌ی تاریخی و شناخت جریان‌های مختلف و الگوهای عملی آن‌هاست. مثلاً تاریخ شفاهی «عزت شاهی» در کمیته‌های ابتدای انقلاب، زمینه‌ی شناسایی جریان اشرافی در حاکمان و اختلاف و مرزبندی جریان حزب‌للهی را با آن‌ها فراهم می‌کند، که می‌تواند خروجی‌ها و تک‌نگاری‌های خاص بیابد. مثلاً نوع تعامل سیاسی جریان حزب‌الله در انتخابات مجلس اول و نوع تعامل شهید دیالمه و حضور مستقل او در انتخابات.

جشنواره و ایجاد بازار و قله

وقتی می‌خواهیم یک حرکت فرهنگی فراگیر شود، احتیاج به ایجاد بازار برای فعالین آن هست. مستندسازان حزب‌اللهی موجود بودند، اما جشنواره عمار برای آن‌ها بازار ایجاد کرد، برای کسانی نیز که در مساجد نمی‌د‌انستند چه کنند، شد راهکار جدید.

ما جشنواره‌هایی مثل ایده‌های تاریخ شفاهی، بهترین تاریخ‌شفاهی با موضوعات تخصصی و منطقه‌ای و...  می‌توانیم داشته باشیم که هم افراد را به فعالیت در این حوزه ترغیب کند، هم بسیاری از ظرفیت‌هایی که در شرایط عادی شاختن و فعال کردن آن‌ها در این حوزه، یا دست گذاشتن بر آن‌ها به راحتی صورت نمی‌گرفت به صورت خودجوش و مردمی و با کمیت گسترده وارد این عرصه و گنجینه‌ی پایان‌ناپذیر شوند. دست گذاشتن روی چند نمونه خوب و ساده و تکثیرپذیر می‌تواند این فرایند را تسریع کند، چنان که رهبر انقلاب در زمینه تکثیر فرهنگ قرآنی بر همین راه‌کار تأکید کردند.

 

منبع: فارس

پرونده چهار| مرحوم میرزا علی زیرک

پرونده سه| اسلامچیلار

پرونده دو| استاد اسفندیار قره باغی

پرونده یک| مربیان پرورشی

دانلود| جزوات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی


تمامی حقـوق این سـایت متعلق به دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی می باشد| tabrizjebhe@gmail.com
مجوز استفاده از قالب خبری ناب نیوز برای این دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از این قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .