گزارش فکرانه‌ی چهارم حسینیه‌ی هنر تبریز

نامسئلۀ حجاب

چهارمین نشست فکرانه، عصر چهارشنبه، بیستم تیرماه، در حسینیه هنر تبریز در آستانه‌ی سالگرد واقعه خونین گوهرشاد با عنوان «نامسئله حجاب» برگزار شد.

 

در ابتدای این نشست، روح‌الله رشیدی، به طرح مسئلۀ این جلسه پرداخت و نکاتی در بابِ تعبیرِ «نامسئلۀ حجاب» بیان کرد. بخشی از نکات مطرح شده از نظرتان می گذرد:

موضوع حجاب، یکی از دلمشغولی‌های ما و شماست. اما به آن معنا مجالی برای طرح در فضای عمومی پیدا نکرده و اگر هم به آن پرداخته شده اغلب از ناحیه افراد بوده و برای همین هم عملاً شاهد شکل‌گیری یک منظومۀ فکری در این‌باره نبوده‌ایم. وقتی می‌خواستیم عنوان جلسه را اعلام کنیم، اولین چالش از همان‌جا شروع شد. چرا که مع‌الاسف دربارۀ حجاب آن‌قدر در این سال‌ها حرف زده شده و آن‌قدر بد حرف زده شده که این مفهوم اساساً دستمالی شده است. برای همین هر کس که می‌خواهد به این موضوع نزدیک شود لاجرم بحثش در طبقه‌بندی‌ موجود و ذیل ادبیات متعارف جای می‌گیرد. با این حساب، طبعاً کسی انتظار ندارد حرف متفاوتی از این نشست‌ها و برخاست‌ها بیرون بیاید.

ما تعبیر «نامسئلۀ حجاب» را انتخاب کردیم تا اعلام کنیم «حجاب» برای ما به عنوان داعیه‌داران اندیشۀ انقلاب اسلامی، مسئله نیست، اما برای جمهوری اسلامی مسئله شده است. یا بهتر است بگوییم مسئله کرده اند. آن قدر مسئله کرده اند که به جرات می‌توانیم بگوییم حُکمِ پاشنه آشیل نظام را در حوزۀ فرهنگ و اجتماع پیدا کرده است. امروز بزرگترین طوفان‌ها نمی‌تواند در این کشور به عنوان مسئله مطرح شوند اما کوچکترین تکانش‌ها در این موضوع حجاب، می‌تواند در کمترین زمان به صدر اخبار و مسائل بیاید!

امیدواریم این جلسه به سرنوشت کرسی‌های آزاداندیشیِ مضحکی که در دانشگاه‌ها و مجامع علمی رایج شده، دچار نشود. هدف نهایی ما، گشودن دریچه ای نو برای نگاهی متفاوت به موضوع حجاب است. این اتفاق هم با یک نشست دو ساعته، محقق نمی شود. باید همچنان در این باره اندیشید و حرف زد. ما هنوز به صورت مسئلۀ درست و کاملی در باب حجاب نرسیده ایم. و تا این اتفاق نیفتد، همۀ تلاش ها در حل مسئله، پیچیده کردن آن را به دنبال خواهد داشت. بدون صورت مسئلۀ درست، یافتنِ راه حل محال است. صورت‌مسئلۀ نادرست ما را به پاسخ نادرست خواهد کشاند. کما اینکه به همین دلیل هم همۀ تدارکات و طراحی‌های ما در موضوع حجاب، نافرجام یا بدفرجام بوده. هر چه بیشتر دست و پا زده ایم، بیشتر خرابش کرده‌ایم. چرا؟ چون نمی دانیم دقیقا با چه درگیریم!

در این نشست، می‌کوشیم در چند محور اساسی، بحث کنیم. بدون تعارف هم، مبنای اصلی ما در این گفتگوها، نظریۀ اسلام نابِ امام(ره) است. ما معتقدیم برای رسیدن به فهم درست از قضایایی مانند حجاب در جمهوری اسلامی، باید به این اندیشۀ بنیادین رجوع و تکیه کنیم. از این منظر، لاجرم ردپای دو جریان عمدۀ متحجرین و متجددین را همه جا خواهیم دید؛ حتی در همین موضوع حجاب! اینکه چرا «نامسئله» می دانیم حجاب را، به همین مبداء مهم برمی‌گردد. به این معنا که حجاب هیچگاه برای انقلاب اسلامی مسئله نبود، اما دو جریان مذکور، از فرصت‌های پیش آمده در ساحات مختلف، سوءاستفاده کرده و حجاب را برای نظام مسئله کردند.

امیدواریم حاصل این گفتگو، به روشن شدن زوایای مغفول قضیه کمک کند. برای همۀ ما سخت و گران است که چهل سالگی انقلاب اسلامی را در شرایطی جشن بگیریم که نقاط قوت انقلاب اسلامی را به نقاط ضعفش تبدیل کنند. پس باید بکوشیم و فارغ از ذهنیات پیشین، به واکاوی مسائل انقلاب بپردازیم.

 

ما با مشکل حجاب مواجهیم، نه با مسئله‌ی حجاب

در ادامه، حجت‌الاسلام دکتر سجاد یوسفی، پژوهشگر و مدرس حوزه و دانشگاه هم به بیان دیدگاه خود در این نشست پرداخت که بخشی از آن را می‌خوانیم:

من فکر می‌کنم در کشور ما حجاب «مشکل» است، «مسئله» نیست. مسئله با مشکل فرق دارد. مشکل دغدغه‌آفرین و آشفته است. اساساً مشکل جواب ندارد، درد دارد و جامعه‌ی ما در مورد حجاب درد می‌کشد و به قول شما هم متجددینش و هم متحجرینش درد می‌کشند و دارند به هم‌دیگر این درد را تزریق می‌کنند. انگار در دانشگاه و در سطح عمومی جامعه طوری است که داریم این درد را به همدیگر تحمیل می‌کنیم. چرا؟ چون هیچ وقت حجاب در سطح مسئله مطرح نشده است.

مسئله بر عکس مشکل، چیزی است که راه‌حل مشخصی دارد، راه‌حل‌های چندگانه دارد، روی این راه‌حل‌ها اختلاف هست، و طرفین به راه‌حل‌ها می‌اندیشند. و شما می‌بینید که در کشور ما هیچ یک از طرفین قضیه نه به راه‌حل‌ها فکر می‌کنند و نه اصلا به این‌که طرف مقابل اگر مسئله دارد، آن مسئله را چطور باید حل کنیم. و لذا ما معمولاً در مشکل، خشم داریم که «تو کردی»، «او کرد»، «من کردم» و ... . و شما ببینید مسئله‌ی دختران خیابان انقلاب، یک جورهایی همه‌مان دغدغه‌اش را داریم و در آن خصوص هی داریم همدیگر را مقصر می‌کنیم.

در بررسی‌ای که ما انجام داده‌ایم بخش عمده‌ای از مشکل حجاب اصلا مربوط به خودش نیست، مربوط به چیزهای دیگر است. یعنی مسئله این نیست که بپوشم یا نپوشم، مسئله این سات که دیده بشوم یا نه! بخش عمده‌ی اینها نیاز دارند که دیده شوند و این نحوه پوشش را انتخاب کرده‌اند برای دیده شدن. ما فکر می‌کردیم مشکل بچه‌های ما حجاب است، در حالی که مشکلشان چیز دیگری بود. می‌گفتند چرا ما دیده نمی‌شویم و ما نیامده بودیم که راه دیده شدن آن‌ها را فراهم کنیم.

 

حجاب یک عمل است و به پشتوانه‌ی فکری نیاز دارد

سرکارخانم دکتر عبدالله‌پور، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی تبریز و سردبیر مجله «زن و مطالعات خانواده» سخنران دیگر این نشست بود که گوشه‌هایی از صحبت‌های ایشان در ادامه آمده است:

من در این چند روز در دنیای مجازی هر چه که از زبان مخالفین توانستم را جمع‌آوری کرده‌ام. یک بار هم که شده ما بنشینیم پای حرف خانم‌های بی‌حجاب و بزک کرده و ببینیم چه می‌گویند. چه شده است که امروز مخالفان حجاب در موضع حق قرار گرفته‌اند و یا اقلا خودشان اینطور تصور می‌کنند که در موضع حق قرار دارند.

جامعه‌ی ما از تکرار مکررات و از شعار دادن خسته شده است. و جامعه را به جایی رسانده‌ایم که یک بی‌حجاب وقتی با حجاب‌ها را می‌بینند به دیده تحقیر نگاهشان می‌کنند. چطور شده است که آن‌ها به زعم خودشان در موضع حق قرار گرفته‌اند. این را همه‌ی بانوان محجبه دیده‌اند. چه بلایی سرمان آمده است که چنین شده؟ ما باید قبول کنیم که دشمنان بسیار دانا و در قبال آن دوستان بسیار نادانی داریم.

اول باید عرض کنم که حجاب یک عمل است. یک عمل به پشتوانه‌ی یک اندیشه انجام می‌گیرد. می‌رویم و یقه‌ی یکی را می‌گیریم که خانم شما چرا حجاب ندارید؟ و برمی‌گردد جواب می‌دهد به تو چه؟ اصلاً آیا به من مربوط است این مسئله یا نیست؟ آیا ما واقعاً چنین اجازه‌ای داریم؟

چند سال پیش یکی از دانشجویانم با من پایان‌نامه‌ای در موضوع حجاب کار کرده سات با این موضوع که آیا در عصر نبوی، حجاب اجباری بوده یا نه؟ اگر نبوده خوب الان چرا هست؟ اگر در عصر پیامبر(ص) و در عصر امیرالمومنین(ع) حجاب اجباری نبوده، چرا الان هست؟ ما امروز در جامعه‌مان افراد بسیاری داریم که باور ندارند حجاب را و ما اجبار می‌کنیم که باید به قدر یک روسری نیمچه‌ی الکی هم که شده باید سرتان کنید. آیا ما واقعاً چنین مجوزی داریم یا نه؟ هیچ‌کس نمی‌داند این اجبار حجاب از کجا آمده است؟ و خوب این یک

تا ما نتوانسته‌ایم باوری را ایجاد کنیم نباید انتظار عملکرد داشته باشیم. من اگر روسری سرم هست، باید بتوانم بگویم چرا این را سرم کرده‌ام. اگر دختر من، دانشجوی من، یا هر کس دیگری از من بپرسد چرا باید حجاب داشته باشم، باید بتوانم به او جواب بدهم. و خیلی از مواقع متاسفانه بسیاری از دوستان ما جوابی ندارند برای اینکه به یک زن مسلمان نمی‌توانیم بگوییم که شأن تو چیست.

مسئله‌ی دیگر این هست که آیا قبول دارید که جامعه‌ی ما درباره‌ی حضور زنان ناجوانمردی می‌کند؟ شما نه بین مفاخر ما و نه بین مسئولان ما اگر بگردید، خواهید دید توجهی به زنان نشده است.

 

انقلابی که دغدغه‌اش حجاب نبود

در نشست «نامسئله حجاب» شماری از حاضران هم در لابلای گفتگوی مدعوین به طرح دیدگاه‌های خود پرداختند که گوشه‌هایی از آن را می‌خوانید:


سرکار خانم اشرفی: درباره‌ی مسئله بودن یا نامسئله بودنِ حجاب فکر کرده‌ام و از نظر من مسئله همان دغدغه است. ما باید به این موضوع بپردازیم که آیا اساساً در حکومت اسلامی حجاب به عنوان یکی از هزاران آموزه‌ی دینی، مسئله یا همان دغدغه است یا نیست؟ اگر هست که اغلب معتقدیم هست، وظیفه‌ی حکومت اسلامی این است که زمینه‌هایش را فراهم کند. اگر دغدغه هست باید بپرسیم دغدغه‌ی رده چندم و اولویت چندم ماست؟

تا جایی که مطعم عرض می‌کنم که اولین گامی که حضرت امام برای خیزش برای انقلاب برداشتند چه بود؟ چه چیزهایی در بیانات ایشان بود؟ برای چه چیزی انقلاب کردند؟ حضرت امام در زمان حیاتشان و بعدها مقام معظم رهبری بارها مولفه‌های حکومت اسلامی را بیان کرده‌اند؛ این مولفه‌ها چه چیزهایی هستند؟ آیا دغدغه‌ی این‌ها حجاب بوده؟

اما درباره‌ی شان زن اجازه دهید انتقادی بکنم از علمای منبری که تصویری که از حضرت زهرا(س) و تصویری مه از حضرت زینب و بانوان نمونه‌ی اسلام، برای ما بیان کرده‌اند آن چیزی نیست که باید می‌بود. وقتی شان زن و شان زن انقلاب اسلامی مراعات نشود، همه چیز در حجاب خلاصه خواهد شد و اگر احیانا کسی حجاب خوبی نداشته باشد، او را از دایره‌ی انقلاب خارج می‌کنیم ولو اینکه برای انقلاب کار کرده باشد.

 


محمد اصغری: ما قبل از انقلاب یک خوانش از مسئله‌ی حجاب داشتیم، در ایام انقلاب خوانشی دیگر و امروز هم که احساس می‌کنیم این مسئله قدری از جایش تکان خورده است. به نظر من همین اندازه خودآگاهی که بدایم یک جای کار می‌لنگد، خودش جای شکر دارید.

ما در این چهار دهه چند کلمه‌ی فاسده داشته‌ایم که افتاده‌اند به جان انقلاب. یکی از این کلمات فاسده «سبک زندگی» است. این کلمه‌ی فاسده، هیچ نسبتی با گفتمان و خوانش ما نداشت. مشکل از آن‌جایی شروع شد که ما آمدیم با سبک زندگی، جامعه را طبقه‌بندی کردیم. وقتی سبک زندگی مطرح می‌شود، دال مرکزی بر روی مصرف است. ما آمدیم و جامعه را بر اساس مصرف انسان‌ها دسته‌بندی کردیم و مهمترین نمودِ مصرفی برای زن شرقی و زنِ مسلمان، در پوشش او ظاهر می‌شود. و این کاملاً یک ایده‌ی لیبرال هست.

در آغاز انقلاب، اصالت با سبک زندگی نبود و ما افراد را از منظر دیگری نگاه می‌کردیم. در اوایل انقلاب، برای کسی حجاب در دایره‌ی اولویاتی که به آن می‌پردازد قرار نداشت. اما متاسفانه بعدها این نگاه، شد نگاه رسمی حاکمیت. به نظر می‌رسد نوع ورود ما به مسئله‌‎ی حجاب است که فسادزاست و باعث این همه اعوجاجات شده است.

 


محمدحسن اسوتچی: بگذارید از دوروبر خودمان بحث را شروع کنیم. از آقایانی که اینجا حضور دارند می‌پرسم چند نفر از شما همانطوری که خانمتان پیش پای شما بلند می‌شود، وقتی از در وارد شود بلند می‌شوید؟ فقط قرار بر این است که خانم به آقا احترام بگذارد یا متقابل است این قضیه؟ حرفم ناظر بر فرمایش خانم دکتر درباره شان زن است که می‌خواهم عرض کنم این نگاه، در سطوح مختلف وجود دارد. یا مثلا سری به مسجد محله‌مان بزنیم و ببینیم آنجا کولر برای خانم‌ها هم فراهم شده این چیزها یا فقط برای قسمت مردانه وجود دارد؟

من فکر می‌کنم تا زمانی که این مسئله‌ی به ظاهر پیش‌پا افتاده حل نشود، الباقی مسائل هم حل نخواهد شد. تا وقتی که ما بعد از 40 سال از امام یاد نگرفته‌ایم که با زن چطور باید رفتار کرد، وضع همین است. شما اگر به ماجرای ارسال نامه به آقای گورباچوف توجه کنید، از سه نفری که ایشان فرستاده‌اند، یک نفرش یک خانم باسابقه‌ی مبارزات انقلابی است.

 

محمدرضا سبزی:در جلسه‌ای بودیم که من ماحصلش را می‌گویم که آنجا گفتند حجاب از دست رفته است، بیایید بنیان خانواده را حفظ کنیم. مسئله این نیست اصلا. چهل سال است که علیه زن مسلمان ایرانی، برنامه‌های متعدد تولید می‌شود، هزاران ساعت فیلم درست کرده‌اند، بعد از چهل سال با وجود چنین تبلیغات سنگین بنیان برانداز، زنان ما هنوز حجاب دارند. و من معتقدم این حجاب، اصلا اجباری نیست. مگر اینجا یا در بیرون پلیسی هست که اجبار کند؟ نه اینها از سر اعتقاد است.

اینکه گفته می‌شود حجاب یک مسئله شده است، من این را ناظر بر تعریفی که جامعه‌شناسان از آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی دارند عرض می‌کنم که واقعاً حجاب یک مسئله نیست. شاید گفته شود بدحجابی یک آسیب است و برای برطرف شد این آسیب، حاکمیت باید اعمال حاکمیت کند و باید برایش هزینه کند و برنامه‌های خوب برایش ترتیب دهد. انگار در جامعه‌ی ما حاکمیت عمداً نمی‌خواهد دخالتی در این مسئله داشته باشد. انگار یک توافق نانوشته‌ای بین کسانی که بدحجابند با مسئولین امر وجود دارد که شمایی که معترض مسئله‌ی عدالت اجتماعی هستید، خوب این اعتراض را پیش خودتان نگه دارید و من هم کاری با شما نخواهم داشت. ولنگاریِ موجود در این خصوص، در واقع ماحصل این بده و بستان نانوشته است. جالب است که مسئولینی که در صف اول مطالبه در خصوص حجاب قرار دارند، از کسانی هستند که صف اول تجمع حجاب را پر خواهند کرد.

 


مهدی نورمحمدزاده: بهتر بود به جای پرداختن به حاشیه‌ها، به ریشه‌های مسئله‌ای که با آن مواجهیم و همه می‌دانیم پرداخته می‌شد. بنده صرفاً یک عامل از ریشه‌های این مسئله را عرض می‌کنم که به نظرم رسید در این جلسه مورد غفلت واقع شد.

اولاً باید بدانیم که حجاب ماهیتاً یک حکم شرعی است. باید قبل از هر اظهار نظری در این خصوص، اول باید ماهیت شرعی حجاب خوب شناخته شود. بحث دوم این است که انقلاب اسلامی به عنوان منادی یک قرائت دینی از حکومت، حجاب را هم بخشی از گفتمان خودش قرار داده و بدو انقلاب و چه بعد از آن، موضع مشخصی در قبال حجاب داشته است. فهم من از اشکالی که وجود دارد این است که ما بر خلاف سال‌های اول انقلاب که نسخه و فهممان از حجاب یک فهم درست بوده است، در سال‌های بعد دچار یک تحجر شده‌ایم و حضور بانوان را بعدها محدود کردیم. نمونه‌هایش هم زیاد است.

ما دچار یک تحجر ناخواسته‌ای شدیم که حتی در سطح علما هم پیش رفت. شما نمی‌توانید یک مرجع تقلیدی پیدا کنید که در کنارش یک خانم مانتویی به اظهار نظر بپردازد. انگار یک قانون نانوشته‌ای وجود دارد که باید زن در بدو ورودش به چنین جاهایی، چادر سر کند. یا مثلا معاون رئیس جمهور که قبلا چادری نبود، اما چادر سر کرده و خودش می‌گوید که این پروتکل کابینه است. چه پروتکلی بالاتر از پروتکل شرع؟ اگر حجاب ایشان شرعی بوده چه دلیلی داشت این کار؟

اگر ما بخواهیم در بحث حجاب واقعاً کاری بکنیم باید شجاعت بعضی از اظهارنظرها را داشته باشیم. یکی از آن شجاعت‌ها این است که ما باید برگردیم به قوانین شرعی. با تحجرهای خودخواسته‌ای که بر اثر هیجانات خاص در بعضی زمان‌ها القا شده و الان هیچ کس جرات کنار زدن آن‌ها را ندارد، هر چقدر بخواهیم داخل این دایره‌ی تنگ تفکر کنیم، در نهایتش به جایی نخواهیم رسید.

ما در سطح مرجعیت هم دچار این مشکل هستیم و از تعریف شرعی حجاب فاصله گرفته‌ایم و اضافات زیادی بر آن افزوده‌ایم. در سطح حاکمیت سیاسی هم دچار این مشکل هستیم و در سطح افکار و عقاید مذهبی‌ها هم دچار این مسئله هستیم. شاید ما پنج شش سال قبل نمی‌توانستیم این گفتگو را با هم داشته باشیم.

اگر ما بخواهیم به فرهنگ شرعی حجاب برگردیم، باید موضعمان را نسبت به این مسئله روشن کنیم که حجاب اجباری است یا صرفاً واجب است؟ این‌ها بحث‌های مهمی هستند که نه حاشیه‌اند و نه تقلیل موضوع و تا این بحث‌ها حل نشوند مطمئنا آن جنبه‌های دیگری که ناشی از این مسئله است، کماکان وجود خواهند داشت.

 

 

 

 

 

پرونده چهار| مرحوم میرزا علی زیرک

پرونده سه| اسلامچیلار

پرونده دو| استاد اسفندیار قره باغی

پرونده یک| مربیان پرورشی

دانلود| جزوات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی


تمامی حقـوق این سـایت متعلق به دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی می باشد| tabrizjebhe@gmail.com
مجوز استفاده از قالب خبری ناب نیوز برای این دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از این قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .